تنها فصل زندگی من
شبهایی است که با چشمان تو روشن میشوم
فصل کوتاهی است
تنها چند ساعت جهان بر مدار آرزوی من می چرخد
و من از محاصره ی یک منطق تلخ و ناگزیر رها میشوم
تنها چند ساعت در تلاطم فصل های بی معنا زندگی میکنم
نفس میکشم
درک میکنم
می فهمم
جهان را بو میکنم
رنگها را می بینم
و خیلی زود از مدار زندگی خارج میشوم
خیلی زود.............
Mhb.........
برچسب:
نویسنده: هستی بختیاری